اروین فون ویتزلبن: فرمانده شرافتمندی که تا پای جان ضد هیتلر ایستاد

 

در طول دوران حکومت مستبدانه هیتلر بر آلمان شهروندان آلمانی بسیاری در برابر جنایات و وحشی گری های او به مخالفت علنی برخاستند و بهای مخالفت خود را شجاعانه پرداختند. یُب-ویلهلم گئورگ اردمان اروین فون ویتزلبن (Job-Wilhelm Georg Erdmann Erwin von Witzleben) در ۴ دسامبر ۱۸۸۱ به دنیا آمد و در ۸ اوت ۱۹۴۴ به طرزی وحشیانه توسط نازی های اعدام شد. او فیلد مارشال آلمانی در دوره رایش سوم بود که از ۲۶ اوت ۱۹۳۹ تا ۲۳ اکتبر ۱۹۴۰ فرمانده لشکر اول ورماخت (ارتش آلمان) و از اعضای گروه مخفی مقاومت آلمان علیه هیتلر و نازی‌ها بود. پس از آن که نازی‌ها به نقش او در ترور نافرجام هیتلر پی بردند، وی را دستگیر و به شکلی وحشیانه از چنگک قصابی آویزان و با سیم پیانو خفه کردند. آن ها از روند این اعدام غیرانسانی فیلم گرفتند.

 

اروین در پروس شرقی به دنیا آمد. پدرش گئورگ فون ویتزلبن، سروان در ارتش پروس بود. خاندان او از اشراف قدیمی پروس بودند. او تحصیلات را در مدرسه نظامی مخصوص اشراف‌زادگان پروسی در وال اشتات به پایان رساند. در ۱۹۰۱ به هنگ نارنجک‌اندازان شاه پیوست. در ۱۹۱۰ به ستوان تمامی ارتقا یافت. وی همچنین با لیز کلبرگ از اهالی کمنیتس ازدواج کرد. این زوج بعدها صاحب یک دختر و یک پسر شدند.

 

با آغاز جنگ جهانی اول او به عنوان گماشتهٔ فرمانده تیپ ۱۹ ذخیره پیاده منصوب شد. بعدها به درجه سروانی رسید و در اکتبر ۱۹۱۴ وارد هنگ ششم ذخیره پیاده شد. مدتی بعد در همین هنگ فرمانده گردان شد. واحد او در وردان در فلاندر جنگید. او به شدت مجروح شد و صلیب آهنی درجه یک و دو دریافت کرد. بعد از آن برای آموزش‌های مربوط به ورود به ستاد مشترک فرستاده شد که در این حال به عنوان افسر ستاد در لشکر ۱۲۱ پیاده نظاره‌گر پایان جنگ بود.

 

در رایشور (نیروی نظامی جمهوری وایمار) ترقی کرد و ۱۹۲۳ در ستاد لشکر چهارم درسدن مقام سرگردی گرفت. در ۱۹۲۸ فرمانده گردان در هنگ ششم پیاده شد. سال بعد به مقام سرهنگ دومی رسید. در سال ۱۹۳۱ به سرهنگ تمامی ارتقا یافت و فرمانده هنگ هشتم پیاده پروس در منطقه نظامی فرانکفورت شد. در ۱۹۳۳ به فرماندهی سپاه ششم پیشرو در هانوفر انتقال یافت. در اول فوریه ۱۹۳۴ به سرتیپی ارتقا پیدا کرد و به عنوان فرمانده جدید لشکر سوم پیاده به پوتسدام رفت. او جانشین سرلشکر ورنر فون فریچ به عنوان فرمانده منطقه نظامی برلین شد و در این مقام به سرلشکری ارتقا یافت و در ورماخت که تازه بنیان گذاشته شده بوده، فرمانده سپاه سوم ارتش در برلین در سپتامبر ۱۹۳۵ شد. در ۱۹۳۶ به مقام سپهبدی رسید.

 

ویتزلبن حتی در همان آغاز، در ۱۹۳۴ آشکارا مخالفت خود را با رژیم نازی‌ها نشان می‌داد. بعد از ماجرای "شب دشنه‌های بلند" و ماجرای "بلمبرگ-فریچ"، او موقتاً به بازنشستگی زودهنگام فرستاده شد اما این بازنشستگی طولانی نشد زیرا هیتلر به او برای ایجاد مقدمات برای آغاز جنگ جهانی دوم نیاز داشت.

 

به هر حال در ۱۹۳۸ وارد گروهی از نظامیان ناراضی شد که بیشتر اطرافیان ارتشبد لودویگ بک بودند. ژنرال اریش هوپنر و ژنرال کارل-هاینریش فون اشتولپ‌ناگل و ریاست آبور (اطلاعات نظامی ارتش) ویلهلم کاناریس هم جزء این گروه بودند. این گروه به دنبال براندازی هیتلر و نازی‌ها بودند که در آن زمان به نظر می‌رسید با وجود بحران منطقه سودت در چکسلواکی کاملاً عملی باشد اما پیمان مونیخ بحران را پایان داد و موقتاً جنگ را به تأخیر انداخت. با وجود این که این پیمان، پیروزی بزرگ سیاسی برای هیتلر بود اما او در محافل خصوصی از نخست‌وزیر بریتانیا به خاطر این دخالت بی موقع اظهار خشم و نفرت می‌کرد. دیکتاتور نازی معتقد بود نویل چمبرلن برنامه او برای جنگ را به هم زده است. فرماندهی ویتزلبن در منطقه دفاعی برلین نقش بزرگی در برنامه کودتا داشت.

 

در نوامبر ۱۹۳۸ ویتزلبن به فرماندهی ارتش دوم در فرانکفورت گماشته شد. او همچنین در توطئه ارتشبد هامراشتاین علیه نازی‌ها نیز نقش داشت. این طرح دوم بر مبنای حمله‌ای سریع و آشکارا برای بازداشت شخص هیتلر بود، اما طرح کودتای قبلی برای براندازی رژیم نازی و تصرف مراکز فرماندهی حزب بود. اما این بار هم طرح کنار گذاشته شد.

 

در سپتامبر ۱۹۳۹ ویتزلبن که حالا دیگر ارتشبد شده بود، فرماندهی ارتش اول در جبهه غربی را به دست گرفت. وقتی در ۱۰ مه ۱۹۴۰ آلمان به فرانسه یورش برد، ارتش اول از گروه ارتش‌های سی (c) بود. در ۱۴ ژوئن آن‌ها خط دفاعی ماژینو را شکافتند و در سه روز چندین لشکر فرانسوی را وادار به تسلیم کردند. برای این کار ویتزلبن نشان صلیب شوالیه آهنین را دریافت کرد. در ۱۹ ژوئیه در مراسمی به درجه فیلد مارشالی رسید.

 

او در ۱۹۴۱ حتی برای فرماندهی منطقه اشغالی غرب برای جانشینی فیلد مارشال گرد فون روندشتت در نظر گرفته شد. اما فقط یک سال بعد از این مقام به خاطر مسائل مربوط به سلامتی‌اش کناره گرفت. برخی منابع با این حال معتقدند که او بار دیگر به اجبار بازنشسته شده بود، چرا که بار دیگر رژیم نازی را این بار به خاطر حمله به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در طی عملیات بارباروسا به باد انتقاد گرفته بود. دیالوگ به یادماندنی اروین فون ویتزلبن در فیلم والکری خطاب به گماشتگان هیتلر در دادگاه نظامی فرمایشی او نشان دهنده اوج نفرت ویتزلبن از هیتلر و همدستان جنایتکار اوست. 

 

منبع: ویکی پدیا 

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%88%D9%86_%D9%88%DB%8C%D8%AA%D8%B2%D9%84%D8%A8%D9%86